![]() |
![]() |
|
| ""شقایق درد من یکی دوتا نیست اخه درد من از بیگانه ها نیست"" |
|
دوباره ... دوباره رودخانه ی نگاهم پر آب میشود بهاری دیگر می آید و من باز... در کنجی در سوز سرما با چشمانی گریان به آسمان نگاه میکنم... به تاریکی......! باز در انتظار مسافری به جاده ای بی انتها مینگرم دوباره سایه می آید... چرا سایه هیچ سوالی نمی پرسد که چرا فانوس نگاهت کم سو شده...؟ تا صادقانه پاسخ دهم...! تا بگویم: شمعی که همدمش باد باشد چه انتظار میرود به روشنی.......! در انتظار چه هستم...؟ شیرین ترین رویایی زندگیم را با دستان خودم تقدیم کردم... هدیه ی سال نو من بود.....!!! شاید اگر کادویش کرده بودم هیچ نگاهی ربان قرمزش را نمیدید با دست خودم مسافرش کردم... چه سراب وحشتناکی بود وخواهد بود......! کابوسی که هر سال با بهار زیبا شروع می شود ای کاش همیشه زمستان بود... ای کاش فانوس کلبه ی سایه هیچ گاه روشن نمیشد ای کاش دلــــــــــــــــــسوز نبودم....!
حرف دل دوست چنین بود: با که گوید غم بی پایان دل زخم خورده اش را.......! پنجره ی نگاهش را به روی کدامین دریا بگشاید شب که درد عشق خود را به تاریکی آسمان میبرد چه کسی به دنبال ناله هایش خواهد رفت دلش برای روشنایی تنگ شده......!!! "خداوندا گناهش چیست؟"
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ترانه ی باران |
|
|
وقتی در میان کوچه ی تنگ و تاریک زندگیم راه میروم فقط رد پاهای خودم بر روی خاک نقش بسته خسته شده ام ....از تاریکی این راه از طولانی بودنش خسته شده ام... از صدای خنده ی همسایه ها از صدای کوچه بغلی............!!! همچون شراره ای از آتش بر روی تن سردم است دلم گرفته از نگاه کردن به دیوارهای گلی از نگاه کردن به دیوارهای بلند برای جستجوی یک سقف از طوفانهای شنی ... از ابرهای تیره بالای سرم که از نفرت، حتی از باریدن هم شرم دارد از صدای غرش آسمان خسته شده ام... طاقت راه رفتن هم ندارم... هر قدم که بر میدارم خاری،قامت خشکیده ام را بلند میکند ...! سوزش ترکهای کف پاهایم تا عمق وجودم را به درد وا میدارد بی تابم...بی قرارم...بازنده ام ساده بگویم... میان راه مانده ام خسته شده ام از خنده های شیرینی که زیر لب از تلخی به خود میپیچد از آسمان دلگیرم.... از آبرنگ آبی و سیاهش
نمیدانم
هیچ نمیدانم... شاید آسمان و زمین دست در گریبان هم برده اند... تا کدامین به حالم گریه کنند.....!!! ولی من ... همچو گلدانی شکسته در کنار ریل زندگی منتظر میمانم......! منتظر" بهــــــــــار"،"بــــــــــاران".....منتظر "چشمــــــــــه ی رازهایم" چشم به راه جاده می مانم...! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ترانه ی باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
...!اصلا این بازی یک نفره نیست
گفتم : كبوتر ـ بوسه! گفتي : پر! گفتم : گنجشك ـ آن همه آسودگي! گفتي : پر! گفتم : پروانه پرسه هاي بي پايان! گفتي : پَر! گفتم : التماس ـ علاقه ـ بيتابي ـ ترانه ـ بيداریِ ـ بي حساب! نگاهم كردي! نه انگشتت از زمينِ زندگي ام بلند شد، نه واژه «پر» از بام لبان تو پر كشيد! سكوت كردي كه چشمه ي شبنم از شنزار انتظار من بجوشد! عاشقم كردي! همبازیِ ناماندگارِ اين همه گریه! و آخرين نگاه تو، هنوز در درگاه گريه هاي من ايستاده است! حالا بدون تو! رو به روي آينه مي ايستم! مي گويم: زنبور ـ گزنده ي اين همه انتظار، كلاغ ـ سق سياه اين همه غصه! و كسي در جوابِ گفته هاي من «پر!» نمي گويد! تكرار آن بازي، بدون دست و صداي تو ممكن نيست! پس به پيوست تمام ترانه هاي قديمي، باز هم مي نويسم: برگرد... |
| پیوندهای روزانه |
|
نسیم کویر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم اسفند 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
واسه تو یا حق ترانه تنها D0nt kal kal with ME |
|
RSS
|